تبلیغات
تاریخی سرگرمی
قالب وبلاگ

تاریخی سرگرمی
تنها درسی که از تاریخ می آموزیم این است که هیجکس از تاریخ نمی آموزد. 
نویسندگان
چت باکس


به عادت همیشگی بعد از ریختن چای دنبال شکلات میگردم.از قند بدم میاد و شکلات همیشه برام دوستداشتنی بوده.دو شکلات کنار فنجون چای میشینن تا کمی خنک بشه مشغول خوندن مطلبی میشم.دستم برای برداشتن چای حرکت میکنه،اما نگاهم زودتر از دستم میبینه که گوشه شکلات آب شده....
چپ چپ به چای نگاه میکنم! اما بعد نگاهم مهربون میشه! این صحنه یه درس بزرگ رو یادآوری میکنه :                                      
اینکه وقتی همنشین یا همکلام کسی میشم،حواسم به این باشه که آدمها با ابزارهای مختلف روی همدیگه تاثیر گذارن.پس حواسم باشه چه احساسی رو ،چه فکری رو به طرف مقابلم انتقال میدم.احساس آرامش و گرمی ،یا سردی و ناامیدی؟
تو پیچ و خم ارتباطات رسمی و تعریف شده دنیا با آدمهای دیگه در ارتباطم،احساس خوشی رو تقدیمشون میکنم یا حس نفرت،که باید برای چال کردنشون بزحمت بیفتن؟
وقتی با کسی همکلام میشم در پس زمینه این ارتباط،حس زندگی و آرامش رو انتقال میدم،یا حس توفانی امواج دل و ذهن؟
چقدر حس مسوولیت پذیری دارم به تاثیری که روی دل و ذهن دیگران میذارم؟
چقدر بعد از اینکه کسی از حرف زدن با من آروم شد،آروم شدم؟
بعد از اینکه کسی بخاطر همنشینی با من،دلخور و ناامید از کنارم رفت،چقدر دل نگرون تلاطم وحشی غصه های دلش شدم؟
میدونم که اگه گرمای لیوان چای ،شکلات رو آب کنه،خودشم شکلاتی میشه...
من باید مراقب تاثیر خودم روی دیگران باشم.    

شما چی فکر میکنید؟شما هم مراقبید؟؟؟


[ یکشنبه 30 مهر 1391 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ اعظم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

متولد16 اسفندم.یه دختر18 ساله دارم و یه پسر 12 ساله.سال 73 از دانشگاه چمران اهواز لیسانس تاریخ گرفتم.همسرم گاهی این مطالبو میخونه.به این خونه رسیدیدخاموش نباشید، از دیدن نظراتتون خوشحال میشم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
كد عكس تصادفی

Online User